امسال برای پاییز و زمستان چه رنگی مد است؟
نویسنده : مهدی ; ساعت ٧:۳۶ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٧
تولیدکنندگان و مصرفکنندگان. و این دو گروه تمام صنعت مد را میچرخانند! پس این پرسش یکی از مهمترین پرسشهاییست که در زمینه مد همیشه مطرح است و همیشه باید به آن پاسخ گفت.
بهترین رنگ ها ی فشن برای پاییز و زمستان 10-2009
پرسش بسیاری از شما دوستان درباره مقالاتی که درباره رنگ سال منتشر می شود، این است که چرا همیشه چند رنگ اعلام می شود. لازم است به دوستان توضیح دهم که شرکت پنتون Panton که مرجع معتبر جهانی در زمینه رنگ و تهیه کننده استانداردهای رنگ حرفه ای برای صنایع طراحی است، در آغاز هر سال و هر فصل تقویم فشن یعنی یک بار برای بهار و تابستان و یک بار هم برای پاییز و زمستان 10 رنگ را معرفی می کند که به مصرف کنندگان این قدرت و اختیار را می دهد که راه های جدید و خلاقی را برای ترکیب رنگها به کار بگیرند. البته همیشه یک رنگ مشخص را به عنوان رنگ سال و فصل معرفی می کند که همانطور قبلا نیز گفتیم رنگ زرد گل ابریشم رنگ سال 2009 معرفی شد.
این نکته بسیار مهم است که همهی ما می دانیم هر رنگی برای هر پوست و رنگ مو و چشمی مناسب نیست. مثلا همین رنگ زرد برای بسیاری از افراد خوشایند نیست. اما وقتی 10 رنگ به عنوان داغ ترین رنگ های فصل معرفی می شوند شما چه به عنوان مصرف کننده و چه به عنوان تولید کننده انتخاب های بیشتر و متنوعی خواهید داشت.
در این مقاله نیز 10 رنگ داغ پاییز و زمستان امسال را که پنتون معرفی کرده است را برای شما مرور خواهیم کرد.
رمز گل سرخی (American Beauty - PANTONE 19-1759):
پنتون درباره این رنگ که گل سرخی مشهور به American Beauty است می گوید این رنگ برای همه تن رنگ پوستی مناسب است و یک رنگ زیبای لطیف است. این رنگ با مشکی و سفید نیز به خوبی ست می شود. این رنگ انتخاب خوبی برای خانم های شیک پوش است و آقایان نیز می توانند کراوات یا پیراهنی از این مایه رنگ را بپوشند. بسیاری از صاحبنظران و طراحان رنگ قرمز گل سرخی و زیتونی گرم را از بهترین رنگ های این فصل می دانند.
ارغوانی جوهری( Purple Heart - PANTONE 18-3520):
این رنگ بسیار محرک و ناثیر گذار است. این نوع رنگ ارغوانی با رنگ های مد امسال مثل زرد عسلی و زیتونی تیره به خوبی ست می شود. یک مانتو یا پالتو یا حتی پیراهن شب ارغوانی با کفش و کیف زیتونی تیره شما را به آخرین مد پاییز و زمستان امسال تبدیل می کند.
زردعسلی (Honey Yellow - PANTONE 16-1143):
زرد عسلی رنگ گرمی است. این رنگ بسیار ایده آلی برای پاییز و زمستان است و به خوبی با ارغوانی و زیتونی گرم که برایتان شرح دادم ست می شود.
صورتی (Rapture Rose - PANTONE 17-1929):
این رنگ صورتی نیز از رنگ های ملیح و دوست داشتنی خانواده صورتی است . این رنگ با رنگ گل سرخ آمریکایی بسیار زیباست. برای ژیراهن های زنانه و مردانه مناسب است . این رنگ در لوازم آرایشی و زیبایی این فصل تاثیر زیادی دارد.
رنگ زیتونی گرم (Warm Olive - PANTONE 15-0646):
رنگی که بیشتر زرد سبز به نظر می رسد و به نظر اکثر صاحبنظران فشن، این رنگ یکی از بهترین و زیباترین رنگ های پاییزی 2009 است. این رنگ در بسیاری از مجموعه های پاییز و زمستان 10-2009 طراحان مشهور استفاده شده است.
این رنگ با زردها، سبزها، قهوه ای ها و ارغوانی و مشکی به راحتی ست می شود.
آبی سرامیکی (Majolica Blue - PANTONE 19-4125):
آبی بسیار زیبایی ست. پنتون دربارهی این رنگ می گوید که از آبی دریایی با طراوت تر است و جز آبی های اسرارآمیزی است که با رنگ های آبی دیگر به خوبی ست می شود.
این رنگ آبی برای لباس های جین و کتان و جیر بسیار مناسب است. اگر فکر می کنید این رنگ به تن پوست شما متناسب نیست این رنگ را برای اکسسوری مثل کیف، کفش، روسری یا کراوات انتخاب کنید.
صورتی، کرم، خاکستری و بعضی سبزها نیز با این رنگ ست می شوند.
در ضمن رنگ داغ این فصل یعنی زیتونی گرم یا سبز لیمویی هم با این آبی خیلی شیک است.
رنگ های کلاسیک طبیعی (IRON, NOMAD, CREME BRULEE):
Iron: رنگ آهنی که این رنگ به خاکستری نزدیک است و ته مایه ای از قهوه ای نیز دارد.
Nomad: این رنگ به کاپو چینویی نردیک است بین خاکستری و کرم رنگ است.
Crème Brûlée: این رنگ به عاجی رنگ نزدیک است.
این رنگ ها را می توانید تک رنگ یا با هم ست کنید. این رنگ ها به خاطر اینکه از سری رنگ های خنثی هستند با اکثر رنگ های دیگر نیز جور در می آیند.
نارنجی خاکی (Burnt Sienna - PANTONE 17-15):
این رنگ را می شود پرتقالی سوخته نامید که رنگ بسیار عمیقی است. رنگ خاکی که سایه های نارنجی دارد. این رنگ به خاطر نزدیکی به رنگ برگ های پاییزی بیسار مناسب این فصل است. این رنگ با دسته رنگ های طبیعی حنثی که قبلا شرح دادم بسیار خوب ست می شود.
نتیجه گیری:
من همه 10 رنگی که پنتون برای پاییز و زمستان 10-2009 معرفی کرده است را برایتان شرح دادم. رنگ های این فصل واقعا زیبا هستند و هر یک از طراحان مشهور یک یا چند تا از این رنگ ها را بیشتر در مجموعه خود به کار گرفته اند و دو رنگ قرمز گل سرخیAmerican Beauty و سبز لیمویی یا زیتونی گرم از نظر اهل فشن رنگ های زیبا و برتر است. اما شما باید بهترین رنگی که برای شما مناسب است انتخاب کنید. رنگ هایی را که زیاد به رنگ پوست و موهایتان مناسب نیست را برای کیف، کفش یا جواهراتتان انتخاب کنید.
در ضمن طراحی های زیبایی که در متن است به سفارش پنتون توسط اساتید و طراحان لباس مشهور برای هر دسته رنگ طراحی شده است.
نویسنده : مهدی ; ساعت ۱٠:۵٧ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٢
روزهای ماه در ایران باستان دارای نام خاص بودند که شانزدهم هر ماه «روز مهر» بود و روز مهر در ماه مهر مهمترین روز آیین های مهرگان بوده است. جشن ها و آیین های شش روزه مهرگان در ایران باستان در روز مهر از ماه مهر (شانزدهم مهرماه) پایان می یافت. ایرانیان از هزاره دوم پیش از میلاد مهرگان را همردیف نوروز گرامی داشته و شروع کارهای مهم از جمله ازدواج را به این ایام موکول و مدارس از همین ماه آغاز بکار می کردند که دولت روم شرقی (قسطنطنیه = استانبول) بعدا این رسم (بازگشایی سال تحصیلی) را از ایران اقتباس کرد که با چند روز تفاوت جهانی شده است. آیین های مهر (جشن مهرگان) پس از نوروز مهمترین اعیاد ملی ایرانیان بوده است که نوروز با بهار و شکوفه و نوید برکت آغاز می شد و مهرگان به خاطر پایان جمع آوری محصول و آغاز شش ماهه شبهای طولانی تر و سرما.
طبق نوشته های فلاسفه ایرانی قرون وسطی (وسطا) از جمله خیام، هدف از برپایی آیین های مهرگان، سپاسگزاری به درگاه خداوند بوده است که آن همه نعمت، احساس محبت و مهربانی کردن و کشش به سوی رعایت عدالت ارزانی داشته و نیز تحکیم دوستی و محبت میان ایرانیان. در ایام مهرگان مهمانی های بزرگ برپا می شده و پذیرایی با انواع میوه و آجیل (خشکبار) رسم بوده ولی به درستی معلوم نیست که از چه زمان پذیرایی با آش رشته مرسوم گردیده است. همچنین به درستی روشن نیست که از چه زمان "روز مهرگان" را به چهاردهم مهر ماه منتقل کرده اند و چرا؟ (شاید به خاطر گشایش نخستین جلسه مجلس در حضور مظفرالدین شاه در کاخ گلستان در 14 مهرماه!).
در سال 2008 ایرانیان برون مرز و پارسیان سراسر جهان، دوم اکتبر (پنچشنبه 11 مهر ماه) را به عنوان «مهرگان» جشن گرفته بودند. در عهد باستان، دولت روزی را که امسال برابر با دوم اکتبر از سال میلادی است جشن می گرفت زیرا که داریوش بزرگ این روز (نخستین روز) از جشن های شش روزه ماه مهر (مصادف با دوم اکتبر سال 522 پیش از میلاد مسیح) را برای اعلام شاه شدن خود تعیین کرده بود و با آیینی ویژه بر تخت سلطنت نشسته بود.
طبق نوشته مورخان قدیم غرب (یونان و روم باستان) فرهاد دوم، شاه ایران از دودمان اشکانی (خراسانیان)، از سال 131 پیش از میلاد مروّج این رسم شد که سران دولت ایران در یکی از روزهای جشن مهرگان اشتباهات دولت در یک سال گذشته را در یک مراسم عمومی اعلام و پوزش خواهی کنند و تعهد به جبران آن بسپارند و خود فرهاد نخستین اعتراف از این دست را در چهارمین روز از جشن های مهرگان سال 131 پیش از میلاد بیان داشت.
اردشیر پاپکان (ساسانی) که خود را شاه همه ایران زمین اعلام کرده بود در دومین روز جشن های مهرگان سال 226 میلادی (سوم اکتبر) در شهر تیسفون با «میترا = مهر = مهربانو = مهری = مهرانگیز» دختر اردوان پنجم ازدواج کرد تا کدورت اشکانیان از او که بر اردوان غلبه کرده و اردوان، ضمن نبرد، جان خود را از دست داده بود برطرف شود.
کار تنظیم مجموعه قوانین برای اداره ایران برپایه آموزش های زرتشت به ویژه کنترل رفتار حکّام و نیز آیین دادرسی و کیفر نیز در سومین روز از جشن های مهرگان (مصادف با چهارم اکتبر سال 600 میلادی) به تصویب موبد موبدان (روحانی ارشد وقت) و بزرگان کشور رسیده بود. کار تنظیم این مجموعه از نوروز آن سال آغاز شده بود زیرا دلسوزان میهن نگران خودخواهی های خسروپرویز شاه وقت و نادیده گرفتن حقوق مردم و اصول (نانوشته) بودند. تا آن زمان، ایرانیان (دولت و ملت) اخلاقا متعهد به رعایت اصول و حقوق و ارزشها بودند و ضمانت اجرایی (مجازات نقض) وجود نداشت.
پس از پیروزی مشروطه طلبان، مجلس شورا اولین جلسه نخستین دوره خود را در جریان جشن های مهرگان ایرانیان (14 مهرماه 1285) در کاخ گلستان با حضور مظفرالدین شاه برگزار کرده بود و مقرر شده بود که سال قانونگزاری در ایران از مهرماه آغاز شود. این مجلس 15 مهر ماه سال 1286 هجری خورشیدی نیز متمم قانون اساسی را تصویب کرد. بیشتر اصول قانون اساسی وقت در همین متمم گنجانیده شده بود زیرا که اصل قانون اساسی، شکل مقدمه و اعلامیه داشت. حقوق ملت در همین متمم آمده بود.
جشن های هزاره فردوسی نیز با شرکت ادیبان، دانشمندان، سیاستمداران و دولتمردان کشور و بیش از چهل مستشرق از سایر کشورها در جریان جشن های مهرگان سال 1313 (12 مهر) آغاز بکار کرده بود و مستشرقین و ایرانشناسان در سخنرانی های خود ضمن بزرگداشت فردوسی و اهمیت میهنی او، درباره جشن های مهرگان، اهمیت و تاریخچه آنها اسناد متعدد ارائه کرده بودند که باقی مانده و به آنها استناد می شود.
۱) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند.
زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی که از یکدیگر دارند مطرح می کنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فکر کنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می کنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موکول می کنند تا همدیگر را درک کنند و به توافق برسند.
2) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می کنند.
بعد از ازدواج استقلال زوج ها کم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می کنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می کنند. آنان یکدیگر را تشویق می کنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به کارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می کند و زندگی ، شاداب می شود.
۳) زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند.
آنان همدیگر را دست کم نمی گیرند و همیشه به فکر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی کنند. ولی زوج های موفق، کارهای کوچک نظیر اولویت قرار دادن نیازها و کارهای همسر و کارهای بزرگ نظیر احترام و گوش کردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می کنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی کنید. درعوض به کار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند.
۴) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند.
"جان گاتمن" روانشناس که ۲۰ سال زندگی زوج ها را مطالعه کرده، عامل اصلی موفقیت یا شکست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما کاملاً با هم یکی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل کنید. زوج های موفق با هم صحبت می کنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاکره می کنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یکدیگر حمایت می کنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.
۵) زوج های موفق با هم رشد می کنند.
مسلماً فردی که امروز با او ازدواج می کنید،۱۰ سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می کنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند که یکی یا هر دو در طول زندگی تغییر می کنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر کنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض کنید.
۶) زوج های موفق برای حفظ روابط می کوشند.
زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی کرده و با هم صحبت می کنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترک مطمئن شوند. اگر یکی ، یا هر دو شما از زندگی مشترک ناراضی هستید، مشکلتان را حل کنید.
۷) از مراجعه به مشاور خجالت نکشید.
زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی کنند. آنان می کوشند که مشکلات را در اولین فرصت حل کنند.
چند روز پیش از کنار آسایشگاه خوبان رد میشدم.لحظه ای ماشینو پارک کردم و به ساختمونش نگاه کردم.یک ساختمون زیبا با یک نمای زیباتر.اما داخل ساختمون آدمهایی تنها با دلهایی تنهاتر.
دلم گرفت.تو مجاورت ساختمون یک تالار پذیرایی.شاید هر روز مردمی که تو اون تالار غرق شادی هستند به فکرشون هم نرسه ممکنه روزی مثل اون مادر بزرگها و پدربزگهایی که در مجاورت چند قدمیشون روز رو شب و شب رو روز میکنن و تنها دلخوشیشون خیره شدن به کوههای مسی رنگه عون بن علی هست "تنها بشن.
تنهایی تنها بودن نیست.لحظه هایی بوده که تو یک شلوغی باشید اما تنهای تنها.مثل روز اول مدرسه.یادم میاد به خاطر شغل پدر و مادرم مجبور میشدم هر سال یک مدرسه جدید ثبت نام کنم که شیفتم با شیفت کاری اونها جور باشه.تو مدرسه تنها میشدم.بغض داشتم...............بد حسی هست تنهایی.درسته باعث میشه بیشتر فکر کنی و کارهاتو سبک سنگین کنی.اما سخته تحملش.
اگر انسان اشرف مخلوقات هست چرا تنهاست؟چرا اینهمه اشتباه میکنه و باز عبرت نمیگیره؟اینهمه طمع!جنگ!کشتار!خیانت!دروغ!کلاه برداری.......................
زندگی ارزش واقعیشو کی میخواد به بعضیها نشون بده؟کی میخواهیم قدر دوست داشتن همدیگر رو بدونیم؟تا کی میخواهیم با بعضی حرفها و تعصبها دلهای تنهای همدیگرو بیشتر برنجونیم؟تا کی میخواهیم تنها باشیم؟....................
اگر حرفهام برا بعضیها عجیبه کافیه یک نگاه به اطرافشون بندازن.به آدمهایی که خنده روی لبشون نشانه پنهون کردن دلهای تنهاشونه.
امیدوارم تنهاییتون فقط تو تنها بودنتون باشه نه تو تنها بودن
سارا
سلام.یک سلام گرم و آتشین به همه دوستان و خوانندگان عزیز خودمون.
باور کنید این سلامم خیلی جانانه هست.
مشروح اخبار:
................................................................
بلاخره بعد 5 سال انتظار من و مهدی نامزد شدیم.
شاید بعضی ها بگن به ما چه؟حق دارید.فقط خواستم از دلهای مهربونی که برامون دعا کردن تشکر کنم.
مهدی جانم:
ازت ممنونم.تو این مدت با وجود همه ناملایمات کنارم بودی.اشتباهات منو بخشیدی.غیرتی شدی.رگ غیرت بیرون زد.از عشقت دفاع کردی.من اشتباه کردم باز طرف منو گرفتی...................خودت میدونی چی میگم.حتی روز تولدم رو با اعصاب خرد کنی گذروندی که باز من مقصر بودم................
به هر حال ازت ممنونم.از اینکه کنارمی خوشحالم.
پیش همه دوستای این وب لاگ میگم:
دوست دارم.تا شقایق زنده هست و در دل خونی به رنگ شقایق دارم.
امیدوارم همه دلباخته ها به آرزوهاشون برسن
آدمها عجیبند ؟ نمیدونم کی ما آدمها از حالات روحی و افکارهای خودمون آگاه خواهیم
بود ، ناراحت که میشیم گریه میکنیم ، خوشحال هم که میشیم باز هم گریه میکنیم ،
اشکهای که با اشکهای سال گذشته خیلی فرق داره ! آره گریه ای که برایم لذت بخشه !
امروز روز تولد سارا جان هست ! تولدی که با همه تولدهای ۵ سال گذشته فرق داره ،
تولدی که میتونم در کنارش باشم و بتونم فوت کردن شمعهای تولدش رو ببینم !
امیدوارم مشکلاتی که داریم رو به کمک هم حل کنیم و از این روزهای تلخ گذشته و
دوری از همدیگه فقط خاطره در ذهنمون نقش ببنده و امیدوارم همه آدمهای این کره
خاکی از پس مشکلات زندگشون بربیان و به همه آرزوهاشون برسن و با شادی و
دلخوشی به زندگیشون ادامه بدن !
کسی که بهترین آهنگ زندگیش تپش قلب توست : مهدی
سارا جانم همه این کارت پستالها تقدیم تو ، البته به غیر از کادوهای که امروز بهت خواهم داد ، بمون تو کف که هنوز هم نگفتم چیه ....



اولش همه شکل هم هستیم
کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!
اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده
:
واسه بردن بازی
روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد
گاهی باید برای بردن بازی
بین دو نیمه
دوباره متولد شد!
یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.

























سلام.امیدوارم حال همه دوستانی که تو این مدت به این خونه حرفهای دل من و مهدی سر زدن و باعث دل گرمی ما شدند خوب خوب باشه.از همه عزیزانی که لطف کردند و حتی شده با نام مستعار برامون پیغام گذاشتند ممنونیم.
اگه به آرشیو مطالب یک سال پیش ما نظر بندازید فردا تولد من هست.می شم ٢٧ ساله.هر سال که می گذره نه تنها بزرگتر می شیم بلکه دیدگاهمون به زندگی عوض میشه.اما این مدت هر سالش که گذشت دوست داشتن و علاقم به مهدی عوض که نشد هیچ بیشتر و بیشتر شد.سال پیش آرزو داشتم سال بعد فاصله دوریهامون کمتر و کمتر شه.امسال خدارو شکر به آرزوم رسیدم.درسته بعد تولدم ماه تلخی داشتم اما این رشته محبت حفظ شد.به هر حال خاطره های تلخ فقط خاطره هستند.
حالا آرزومه خدا هیچ روزمو بی اون نکنه.خدایا به عنوان هدیه تولد اینو ازت می طلبم.
دوست دارم مهدی.
امیدوارم در کنار تو بقیه عمرمو سپری کنم.آرزویی جز این ندارم.
امسال بهترین سال تولدم هست چون اونو با تو جشن میگیرم.
منتظر خبرهای خوش ما باشید دوستان خوبم.
هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید
بهر یک گل منت صد خار می باید کشید
من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل
بخت بد بین از اجل هم ناز می باید کشید
وقتی کنار پنجره بارون زده می شینی حس می کنی همه قطره های روی شیشه دارن برای تو اشک می ریزنو وقتی غرش اسمونو می شنوی خیال می کنی آسمون خدا هم داره برای تو هق هق می کنه.خوش به حال آسمون که هر وقت دلش گرفت می تونه اشکهاشو بریزه و مجبور نشه اونارو پنهون کنه.دلم گرفته.مثل دیروز و دیروزها.خیلی سخته آدم بخواد برا خشنودی دل دیگران لبخندی تلخ رو لبهاش داشته باشه.سخته بخواد به گذشته و خاطرات تلخش فکر نکنه.سخت تر اینه که بخواد خودشو با فکر اینده خوش کنه.چرا ما ادمها نمی تونیم تو حال زندگی کنیم.گذشته مثل یک سایه و آینده مثل یک دلهره زندگیمونو پوشونده.کاش میشد طعم هر لحظه این زندگیرو چشید.هر لحظه بی آنکه چشمت به ساعت باشه و اضطراب اینکه عقربه ها دارن بهت دهن کجی می کنن.کاش زمان اونی بود که ما می ساختیم.تا حالا شده طعم انتظار رو بچشید.یادم میاد وقتی کوچولو بودم و منتظر عید می شدم برای خودم تقویم درست می کردم و هر روز خط می زدم تا روزها زودتر بگذرند.
کاش این کار رو نمی کردم.کاش اون روزهارو هم به خاطر اون لحظه ها زندگی می کردم.انتظار.انتظار....
سخت تر از این کار کاری هم هست؟...........چرا زندگی ما ادمها همش با انتظار لحظه های شیرین می گذره؟......